Sep 3, 2009
خودنوشت سیمین بهبهانی/ كیستم و دنیای جنینیی من چهگونه دنیاییست؟ این پردههای سرخ خون گرفته كه مرا از دنیای بیرون نیاگاه میكند، آیا همان پردهی زهدان نیست؟ آیا جفت من، جفتی كه از آن تغذیه میكنم، به صورت حجم جگرمانندی درنیامده كه حاصل آن در گوشهی بانك كوچكی به عنوان «مدرك بازنشستگی» ضبط شده است ــ مدركی كه با مجموعهی دیپلمها و مدارك تحصیلی و احكام سی سال كار مداوم و ملالانگیز رابطه دارد؟ و اكنون من به ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Aug 8, 2009
فریدون مشیری/ از دل و ديده ، گرامی تر هم آيا هست ؟ - دست ، آری ، ز دل و ديده گرامی تر : دست ! زين همه گوهر پيدا و نهان در تن و جان ، بی گمان دست گرانقدرتر است . هر چه حاصل كنی از دنيا ، دستاورد است ! هر چه اسباب جهان باشد ، در روی زمين ، دست دارد همه را زير نگين ! سلطنت را كه شنيده ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Jun 29, 2009
این چکامه استاد گرامی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی را نظر به ارزش و اهمیت خاص آن ، به نقل از وبلاگ دوست شاعرم محدثی خراسانی در اینجا می آورم تا تاکیدی باشد بر خروش راستین این استاد فرزانه و دریغ او بر سخن فارسی که سخت گرفتار روزمرگی ها و ابتذالهاست: ای شعر پارسی که بدین روزت اوفکندکاندر تو کس نظر نکند جز به ریشخند ای خفته خوار بر ورق روزنامه هازار و زبون، ذلیل و زمینگیر و مستمند نه شورو حال ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Jun 28, 2009
از محمد رضا ترکی/ دل که آیینه شاهی ست غباری دارداز خدا می طلبم صحبت روشن رایی در این بیت حافظ کنار هم نشستن "آیینه" و "روشن" و "شاه " و "رای" , در کنار عوامل دیگر , باعث زیبایی خاص آن شده است. اما رابطه روشنی و آینه معلوم است و "رای" نیز در مفهوم ایهامی خویش با شاه تناسب دارد. رای در هندی به معنی شاه است و از همین ریشه است کلمه "راجه". اما نکته شاید مبهم تعبیر " ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Jun 28, 2009
شعری زیبا از محمد رضا ترکی اگر آتشفشانی سرد گردد یا بهاری زرد یا دریاچه ای تبخیر یا کوهی به زیر بارش برف زمستان ، پیر یا... جای شگفتی نیست شگفت آنجاست یک دریای طوفانی بی پایاب خاکستر شود روزی... *** چه کردی با دلم ای آذرخش واپسین ای شعلهّ موذی!؟
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Jun 23, 2009
شعری از محمد رضا ترکی کاشکی آسان شود با رفتن من مشکلتگوشه ای پهلو بگیرد قایق بی ساحلت آه ای دل هیچ بار این گونه سنگینی نداشتبار این رنج گران بر شانه های کاهلت تو تمام هستیت را ریختی در پای عشقدر نظر اما نیامد هستی ناقابلت اشکهایت را کسی از پشت لبخندت ندیدبی خبر بودند و غافل از غم ناغافلت ماندن و افسردن و در خویشتن تنها شدنحاصلی جز این ندارد ماندن بی حاصلت خنجری بر پشت احساس تو می آمد ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
May 30, 2009
بازتاب عواطف میهنی در دیوان شهریار» عنوان مقالهای از"محمد طاهری خسروشاهی" كه در آن به اشعار میهنی شهریار در كه به زابان فارسی و تركی سروده است ، می پردازد. بخش قابل توجهی از سرودههای شهریار، مربوط به آن دسته اشعاری است كه در آنها، عواطف میهنی و دلدادگی شاعر به ساحت مام میهن متجلی شده است. وطن شاعر (= ایران) در شعر او از جایگاه والایی برخوردار است و اگر چه گسترهی ارادت سلطان غزل معاصر به آستانه این ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
May 19, 2009
مسعود لواسانی: امروز سراغ مجموعه شعر «پیکاسو در آبهای خلیج فارس» از تازهترین سرودههای علی باباچاهی شاعری از خطه جنوب رفتم که قرار است در 150 صفحه از سوی نشر چشمه منتشر شود. این کتاب که به تازگی از سوی وزارت ارشاد موفق به دریافت اجازه انتشار شده است. به گفته شاعر، نمونهای از پوست انداختن شعر باباچاهی است. او اعتقاد دارد: «من مانند دیگر شاعران هم دوره خود نیستم که بر یک سبک و سیاق تا پایان ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
May 11, 2009
فريدون مشيری در سیام شهريور ۱۳۰۵در تهران به دنيا آمد.جد پدریاش به واسطه ماموريت اداری به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادر شاه بود.پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمود سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد.در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقهمندان به شعر بود و در خانوده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش ميرسيد. مشيري سالهاي اول و دوم ابتدايي در تهران ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
May 6, 2009
دست من ضربه به ديوار زندان كوبيد آي همسايه زنداني من ضربهي دست مرا پاسخ گوي ضربه دست مرا پاسخ نيست تا به كي بايد تنها تنها وندر اين زندان زيست ضربه هر چند به ديوار فرو كوبيدم پاسخي نشنيدم سالها رفت كه منكرده ام با غم تنهايي خو ديگر از پاسخ خود نوميدم راستي هان چه صدايي آمد؟ضربهاي كوفت به ديواره زندان، دستي؟ضربه ميگوبد همسايه زنداني من پاسخي ميجويد ديده را ميبندم در دل از وحشت تنهايي او ميخندم !!شعر از: ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
May 5, 2009
عمران صلاحی شاعر و نويسنده ی معاصر، در انديشه بالا بلند بود و در بيان توانمند. او هوشمندانه در مسائل اجتماعی درنگ می کرد و گاه با ظرافت خاص خودش بر آنها جامه ای از طنز می پوشاند. از اين رو شعر او در عين سادگی شيرين و گوشنواز و قابل تأمل می نمود. شعر "«خونه ی بهار کدوم وره» گواه اين مدعاست : کمک کنين، هُلش بديم چرخ ستاره پنچره رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره گلدون ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Apr 27, 2009
محمد رضا ترکی/ اگر آتشفشانی سرد گردد یا بهاری زرد یا دریاچه ای تبخیر یا کوهی به زیر بارش برف زمستان ، پیر یا... جای شگفتی نیست شگفت آنجاست یک دریای طوفانی بی پایاب خاکستر شود روزی... *** چه کردی با دلم ای آذرخش واپسین ای شعلهّ موذی!؟
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Apr 14, 2009
به مناسبت بزرگداشت یاد شیخ فرید الدین عطار نیشابوری/ آيين بزرگداشت عطار نيشابوري در 18 كشور دنيا برگزار مي شود/ فريدالدين ابوحامد محمد عطار نيشابوري يكي ازعارفان و شاعران بلندنام ادبيات فارسي در اواخر سدهٔ ششم و اوايل سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۱۳ هجري مطابق با ۱۱۱۹ ميلادي در روستاي كدكن (كنوني) در نزديكي نيشابور ديده به جهان گشود. نام او «محمد»، لقبش «فريد الدين» و كنيهاش «ابوحامد» بود و در شعرهايش بيشتر عطّار و گاهي نيز فريد ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Mar 23, 2009
قشنگ است این ترانه را از اینجا بشنویید
ادامه مطلب
نظر: Comments Off
Mar 20, 2009
قصيده در وصف بهار - سعدي شيرازي بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار صوفى، از صومعه گو خيمه بزن بر گلزار كه نه وقت است كه در خانه بخفتى بيكار بلبلان، وقت گل آمد كه بنالند از شوق نه كم از بلبل مستى تو، بنال اى هشيار آفرينش همه تنبيه خداوند دل است دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار اين همه نقش عجب ...
ادامه مطلب
نظر: Comments Off