حسن زبل/

درست است که تا بحال سازمان مجاهدین خلق و خواهر مریم و برادر مسعود به هیچکدام از راه حلهایی که بنده پیشنهاد کرده ام توجه نداشته وهمچنین هیچکدام از دستورالعملهایی را هم که ارائه کرده ام،به کار نبسته اند ؛ اما از آنجا که یک مجاهد خلق دلسوز نباید خستگی به خود راه دهد، بازهم میخواهم یک راه حل برای این مشکل اخیر سازمان، یعنی مشکل خانواده ها که همه در جریانید ارائه کنم؛اما اول باید ثابت کنم که راه حل من از سر دلسوزی است ،که مبادا مارک مزدوری بخورم و راه حل من نادیده گرفته شود.البته معمولا برای اینکه در سازمان ثابت کنی که مزدور نیستی باید از همان راه حل سازمان تعریف و تمجید بی وقفه بنمایی و اصلا و ابدا راه حل از خودت بروز ندهی ؛یعنی کلا به راه حل فکر نکنی ، فقط به این فکر کنی که چطور بهتر میتوانی تائید و تمجید کنی.اما در این مورد چون سازمان هیچ راه حلی ندارد، بنده حقیر سراپا تقصیر با کمال شرمندگی وفلان و بهمان جسارت کرده وبرای راه حل مقداری فکر کرده ام که امیدوارم رهبران عقیدتی مرا ببخشایند و در ردیف مزدوران قرار ندهند ؛ اما بازهم تاکید میکنم که این مقدار اندک فکر صرفا نتیجه دلسوزی برای سازمان و رهبری آن است و بس ؛واکنون قبل از ارائه راه حل چند کلام برای اثبات دلسوزی ام:

من دلم میسوزد که خواهر مریم نزدیک به یک ششم قرن است که رئیس جمهور صدایش میزنند اما با این همه خرج و هزینه هنوز کدخدای اورسواز هم نشده چه رسد به رئیس جمهور ایران .

من دلم میسوزد که برادر مسعود که میخواست ظهور کند و دنیا رهبری عقیدتی بودن او را بپذیرند الان معلوم نیست کجا قایم شده و بجای ظهور ،بلا نسبت ایشان گم و گور شده است .

من دلم برای مسئولین سازمان میسوزد که یک موقعی قرار بود با حمله به ایران فرماندار وبخشدار بشوند و به آدم و عالم فرمان برانند، اما الان تحت تعقیب هستند و فرمانرانی به عالم و آدم پیشکش، اختیار اعصاب خودشان را هم از دست داده اند.

من دلم به حال اعضای شورای ملی مقاومت میسوزد که برای هرکدام تعیین شده بود که وزارت کدام وزارت خانه را به عهده دارند اما الان ……

دلم به حال رزمندگان اشرف میسوزد که قرار بود با تانک و توپ حمله کنند و در میدان آزادی رژه بروند و غیره اما الان اجازه ندارند از اتاق بیرون بیایند که مبادا صدای خانواده ها را بشوند و حالی بحالی بشوند.

این موارد و هزاران مورد دیگر دل من و دل و سایر اعضا و جوارح سازمان و رهبرانشان را میسوزاند؛ اینها را گفتم که سازمان باور کند که از سر دلسوزی پیشنهاد میدهم ؛ و حالا اصل پیشنهاد : از آنجا که حضور خانواده ها جلوی درب اشرف برای ما مجاهدین و رهبران عقیدتی مان خیلی افت دارد ؛ اینکه میگویم افت دارد به چند دلیل ؛اولااینکه ما قبلا گفته ایم که یک ملیون عراقی همسایه اشرف و سه ملیون شیعه و پنج ملیون و دویست هزارنفر مردم عراق و بیست ملیون و …. ببخشید این آخری رقم دریافتی از صدام حسین بود و ربطی به این قضیه نداشت. بله داشتم میگفتم وقتی ما اعلام کردیم که اینهمه مردم عراق برای ما امضا کرده اند و حاضرند که جلوی اشرف جانشان را فدا کنند که ما را بیرون نکنند ؛ الان که تعدادکمی از خانواده هاجلوی قرارگاه چادر زده اند و روزها و هفته هاست بست نشسته اند که با بچه هایشان دیدار کنند ؛ خب برای ما افت دارد؛ دشمن که جای خود دارد دوست و بیطرف و حتی مسئولین خودمان توی اشرف هم میگویند پس این عراقی ها کجا هستند که جلوی اشرف تجمع کرده و جلوی بست نشستن خانواده ها رابگیرند؟.حالا بیا به آنها حالی کن که آنها فقط امضا بودند و امضا فقط روی کاعذ تجمع میکند و بس . از طرف دیگر حضور خانواده ها جلوی اشرف و صدایشان همانطور که خود مسئولین بارها اعلام کرده اند برای بچه ها ی درون اشرف خطرناک است ، بچه هایی که توی جنگ بودند و با صدای توپ و تانک هم خوابشان میبرد و اصلا یکی از مشکلات مسئولان سازمان این بود که حین سخنرانی برادر مسعود با آنهمه بلندگو بچه ها را بیدار نگهدارند ؛ حالا این صداها مانع خواب و آرامش آنها شده و بگی نگی همه را به یاد خانواده و پدر و مادرشان انداخته و اعصابشان را خراب کرده . اینکه شیرزنان و دلاورمردان اشرف را وادار کنیم که به خانواده هایشان فحش بدهند وبد و بیراه بگویند هم به نظر من کار خوبی نیست ، البته من جسارت نمیکنم که روی حرف رهبری حرف بزنم و خودم هم عنداللزوم به فرمان رهبری به والده گرامی ام فحشهای کلاسیک سازمانی را نثار خواهم کرد ، اما میگویم که جلوی سوءاستفاده دشمن را بگیریم چون هرچه برادران و خواهران ما فحش میدهند خانواده ها با مهربانی و لطافت و عاطفه پاسخ میدهند و این میشود مستمسک دشمن که بگوید این خانواده ها که شما میگویید مزدورند و از طرف رژیم آمده اند که رژیم به آنها حرفهای خوب یاد داده اما شما به رزمندگانتان حرفهای بد یاد داده اید . البته من نمیگویم که ما هم خدای نکرده حرف خوب بزنیم و از عشق و عاطفه و علاقه به خانواده بگوییم که انقلابمان سوراخ بشود. و اصلا نمیگویم که اجازه بدهیم بچه ها با خانواده هایشان بیرون اشرف ملاقات کنند که از دست بروند ؛حتی میدانم که ملاقات در داخل اشرف هم الان دیگر خطرناک است . واینجاست که پیشنهاد سرفصلی تاریخساز من به کار می آید .

بله پیشنهاد من این است که به خانواده ها بگوییم که اسم بچه هایشان را بدهند تا ترتیب ملاقات با فرزندانشان را در هرکجا خواستند بدهیم ؛ بعد لیست ها را بگیریم و فرماندهانی را که قبول داریم وبه آنها اطمینان داریم مثل احمد واقف و عباس داوری و محمد حیاتی و راضیه کرمانشاهی و ………جمع کنیم و بعد از یک توجیه چند روزه بجای بچه های این خانواده ها به ملاقات بفرستیم ؛ اگر خانواده ها گفتند این بچه های ما نیست بگوییم مگر داستان بزبزقندی است ؟ شما که سالها آنها را ندیده اید خب تغییر کرده اند و خلاصه بگوییم همین است که هست میخواین بخواین نمیخواین نخواین ؛. اما باید مواظب دو نکته اساسی باشیم اول اینکه فرماندهان خوب خوب توجیه شوند و انقلاب آنها خوب چک شود که هیچگونه سوراخی نداشته باشد که مبادا در ملاقات با خانواده ها تحت تاثیر قرار بگیرند و مثلا بتول رجایی را که جای سمیه جا زده ایم از دست بدهیم و در یک چشم به هم زدن ببینیم بدون فرمانده مانده ایم ؛ نکته دوم اینکه فقط و فقط اسامی بچه ها! و برادر و خواهرها و دایی و عموها ! را از خانواده ها بگیریم و اگر کسی دنبال زنش به جلوی درب قرارگاه آمده بود به او یک چادر بدهیم و بگوییم که هرچه دلت میخواهد اینجا بست بشین و داد بزن که خبری نیست که نیست. باورکنید که ابدا نباید کسی را در این مورد بجای شخص مورد نظر فرستاد چون بطور حتم یکی از نیروها و مسئولین با تجربه و انقلابی خود،یکی اززاده های انقلاب مریم و یکی از اعضای شورای رهبری را از دست خواهیم داد . البته درست است که در این صورت مزدور مربوطه به سزای اعمالش خواهد رسید و تا آخر عمر مجبور است مثلا با خواهر صدیقه زندگی کند اما ما نباید این شورای رهبری و ستونهای انقلاب خواهر مریم را به همین مفتی از دست بدهیم .نگید نگفتم.

پاورقی:

بالاخره یکی متوجه شد که من صرفا از سر دلسوزی برای مجاهدین خلق و رهبری اش مطلب مینویسم آنهم مدیر سایت بلاگفا بود که وبلاگ حقیر را مسدود کرده این هم عکس و این هم لینکش اما هنوز که هنوز است رهبری سازمان متوجه نشده وبه من تهمت دشمنی و مزدوری میزند ان هم سند که اسم وبلاگ من و اینجا را به عنوان مزدور به همه مجامع بین المللی داده .

Balatarin

Stumble It!

March 2nd, 2010
موضوعات: حسن زبل, فرقه رجوی
تاگ:

No Comments, Comment or Ping

Comments are closed.