گروه تروریستی مجاهدین شرایطش را در عراق فاجعه بار اعلام کرد

اعلام هراس رجوی از چشم اندازی نابودی تشکیلاتی

… این تنها برداشتی است که می توان از امتناع مجاهدین برای فرستادن باقی مانده اشرف به کمپ لیبرتی داشت و به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که دولت عراق طرح و برنامه ای برای برخورد خشن با این گروه دارد و اگر چنین ادعایی واقعیت داشته باشد، طبیعی است که بهانه گیری های مجاهدین و به بن بست کشیدن پروسه جابجایی به بهانه نبود امکانات رفاهی در لیبرتی به مراتب از اظهارات معاون وزارت خارجه آمریکا تحریک کننده تر است و البته از نظر قانونی هم دولت عراق بعد از خودداری مجاهدین از رفتن به لیبرتی، مجاز به استفاده از تمام ابزارهای ممکن حتی کاربرد زور برای حل این مشکل است. اینجاست که کارکرد رجوی به عنوان تحریک کننده و سرپا نگهدارنده نیروهای فریب خورده …

ایران دیدبان، چهارم اوت 2012

http://irandidban.com/fa/TopNews-اعلام%20هراس

%20رجوی%20از%20چشم%20اندازی%20نابودی%20تشکیلاتی/18076

رهبری گروه تروریستی مجاهدین در حالی در باره موضوع جابجایی و انتقال ساکنان اردوگاه اشرف به کمپ لیبرتی «وضعیت اضطراری» اعلام و شرایط را «فاجعه بار» اعلام می کند که از دید کارشناسان بین المللی و متخصصان سازمان ملل متحد، کمپ لیبرتی دارای استاندارد لازم برای زندگی است و اساساً اگر هم نقائصی در آن باشد، نمی‌توان پذیرفت که اوضاع به آن وخامتی باشد که بقایای رجوی توصیف می کنند و پیاپی در باره آن هشدار می دهند. اگر وضعیت در کمپ لیبرتی با آن چه که مجاهدین می‌گویند انطباق داشت بی شک می‌بایست تا کنون دهها نفر بر اثر آن جان می‌دادند در صورتی که تمام کسانی که به آنجا منتقل شده‌اند در صحت و سلامت کامل به سر می برند.

پس این همه نگرانی برای چیست؟

علت این نگرانی را در پاسخ رهبری مجاهدین به سخنان معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که کیفیت زندگی در کمپ لیبرتی را قابل قبول خوانده بود، می توان یافت:

” این اظهارات به هیچوجه به روند مسالمت آمیز حل مساله اشرف کمک نمی‌کند و تنها رژیم ایران و دولت دست نشانده اش در عراق را در اعمال خشونت علیه ساکنان و کشتار سوم تشویق می‌کند. .. هدف رژیم ایران نابودی مهمترین اپوزیسیون سازمانیافته خود توسط دولت دست نشانده اش در عراق می‌باشد. بالا گرفتن احتمال سقوط بشار اسد، شرایط نامتعین داخلی عراق و بحرانهای داخلی رژیم، ضرورت نابودی PMOI و یا لااقل ضربه زدن به آن را در حال حاضر به اولویت مطلق این رژیم تبدیل کرده است.”

ارائه این دلیل کاملاً بی ربط با شرایط و کیفیت زندگی به خوبی آشکار می سازد که ماهیت نگرانی رهبری مجاهدین نه به دست آوردن امکانات بیشتر و بهبود شرایط زندگی در کمپ لیبرتی، بلکه ترس و هراس از نابودی است!

با این همه اصرار برای استنکاف از انتقال باقی مانده افراد در اردوگاه اشرف، به نظر می رسد که اردوگاه اشرف تأمین کننده سلامت عامل اصلی بقای تشکیلات مجاهدین، یعنی نقطه اتصال با رهبری این گروه است، تا آنجا که مجاهدین با پیشنهاد باقی ماندن 200 نفر در آن به بهانه فروش اموال هم که شده می خواهند این سرپل را حفظ نمایند که در صورت انتقال همه ساکنان این سرپل به خودی خود تعطیل خواهد شد.

این که آیا رجوی اکنون در اردوگاه اشرف است یا خیر، اهمیتی ندارد، مهم این است که در این اردوگاه دسترسی ارتباطی به وی ممکن است و از این طریق به ساکنان لیبرتی نیز خط دهی می شود و اگر تمام ساکنان به لیبرتی منتقل شوند که قطعاً رجوی در میان آنان نیست و این کمپ نیز این امکان ارتباطی لااقل در شرایط فعلی را ندارد، ارتباط اعضا با رهبری را قطع و در نتیجه نابودی مجاهدین را رقم خواهد زد.

این تنها برداشتی است که می توان از امتناع مجاهدین برای فرستادن باقی مانده اشرف به کمپ لیبرتی داشت و به هیچ وجه نمی توان پذیرفت که دولت عراق طرح و برنامه ای برای برخورد خشن با این گروه دارد و اگر چنین ادعایی واقعیت داشته باشد، طبیعی است که بهانه گیری های مجاهدین و به بن بست کشیدن پروسه جابجایی به بهانه نبود امکانات رفاهی در لیبرتی به مراتب از اظهارات معاون وزارت خارجه آمریکا تحریک کننده تر است و البته از نظر قانونی هم دولت عراق بعد از خودداری مجاهدین از رفتن به لیبرتی، مجاز به استفاده از تمام ابزارهای ممکن حتی کاربرد زور برای حل این مشکل است.

اینجاست که کارکرد رجوی به عنوان تحریک کننده و سرپا نگهدارنده نیروهای فریب خورده و بی انگیزه ای که در صورت جداشدن از امواج تبلیغاتی و ترفندهای روانشناسانه ای که وی برای کنترل ذهنی آنان به کار می برد یک ساعت هم در تشکیلات وی باقی نمی مانند، مشخص می شود و پوشالی بودن تشکیلات ورشکسته رجوی بیش از پیش عیان می‌گردد