به بی کرانه ، به دریا ، به آسمان برگرد/
به آفتاب یقین از مِهِ گمان برگرد/

برو پرندهّ غمگین ِ من ، خداحافظ !/
به سایه سار درختان مهربان برگرد/

کنار من بجز این میله های زندان نیست/
از این قفس به افقهای بی کران برگرد/

به هر کجا که نشان صداقتی دیدی/
بمان ، و گرنه از آنجا به آشیان برگرد/

نگاه آخر و تیر خلاص از تو یکی ست/
برای کشتن این صید نیمه جان برگرد/

بدون نام تو این قصّه بی سرانجام است/
نمی شود تو نباشی ، به داستان برگرد/

ولی چه فایده ، وقتی بیایی از تن من/
نمانده هیچ بجز مشتی استخوان بر  گرد…/

Balatarin

Stumble It!

February 6th, 2009
موضوعات: مقالات
تاگ:

No Comments, Comment or Ping

Comments are closed.