واقعیات و مجاهدین

ب – علیشاهی

——-

قسمت اول – مفروضات مجاهدین

————————-

مجاهدین درفکر مبارزه بی امان با جمهوری اسلامی هستند، هدف  آنها نه کسب قدرت وولایت آقای رجوی بلکه رهایی و آزادی مردم ایران است ، آنها یک رییس جمهور زن انتخاب کرده اند که سمبل رهایی زنان ایران باشد ودرتمام سالهای بعداز انقلاب ضد سلطنتی و حتی قبل از آن یک تنه بار مبارزه و مصائب آن را به دوش کشیده اند پس تنها آلترناتیو محسوب شده ودر این وادی حق آب و گل دارند ، گفتم حق آب و گل پس باید همینجا اضافه کنم درعراق و سوریه هم این حق را دارند اولی را از زمان صدام حسین ودومی را از زمان داعش کسب کرده اند . آنها مبارزانی اشرف نشان دارند البته نه در اشرف که بعضی در لیبرتی هستند بعضی در آلبانی و بعضی در اروپا . همه این مبارزان اشرف نشان در حال مبارزه بی وقفه هستند بجز مبارزه مشترک علیه مخالفان و اضدادشان  آنها که در لیبرتی هستند برای حق پناهندگی کشورعراق و تاخیر انتقال ، آنها که در آلبانی هستند برای از بین نرفتن انقلاب ایدئولوژیکشان و ایضأ حق پناهندگی مبارزه میکنند و آنها که در اروپا هستند با یک مبارزه بی امان سالی یکبار گردهمآیی بزرگی راه می اندازند که چیزی از مبارزه مسلحانه و انقلاب نوین مردم ایران کم ندارد. در این گردهمایی بزرگ از همه جای دنیا شرکت کننده حضور پیدا میکند و افراد سیاسی برای آنها سخنرانی میکنند و مردم صدای انقلاب را میشنوند و مبارزات آزادیخواهانه اوج میگیرد و شعله میکشد ، خانم رجوی هم البته در این گردهمایی حضور پیدا کرده و مطالبات مردم ایران و برنامه سازمان مجاهدین برای رهایی را بازگو میکند تا هم مردم با خواستهایشان آشنا شوند وهم برنامه مدون سازمان در این راستا را بدانند .

قسمت دوم – واقعیات غیر قابل کتمان

اختلاف مجاهدین با جمهوری اسلامی بر سر قدرت است و نه آزادی و استقلال و مجاهدین خلق برای کسب این قدرت حاضرند هر تعداد که لازم باشد مردم بیگناه ایران و اعضای اسیر خودشان را به کشتن بدهند کما اینکه داده اند ، آنها برای این یگانه هدف و خواست خود حاضرند با هرکسی که پول و سلاح دارد و شرف و وجدان نه ، عقد اخوت ببندند از صدام گرفته تا شاه عربستان و اسراییل و داعش و غیره و حاضرند هر نوع همکاری ضد ملی و ضد وطنی از جاسوسی گرفته تا شرکت مسقیم در جنگ و کشتن مرزبانان وطن و…… انجام دهند. به دلیل همین بی مرزی و بی پرنسیپی سیاسی ومزدوری بیگانه به تدریج که نه بلکه یکباره با افول صدام ،ستاره بخت مجاهدین هم فروکش کرد و سازمان مجاهدین که دیگر امکان عملیات مرزی و ترور با کمک حزب بعث را نداشت برای ابراز وجود دست به دامان اسراییل شد بعنوان جاسوس و دست بدامان شیوخ عرب بعنوان مزدور که مسبوق به سابقه هم بود و کشتار سال ۶۶حجاج گواه خوبی است وباز دست به دامان گروههای تروریستی عراق و داعش شد و البته ناکام تر از همیشه و همه جا ،دستش خالی تنها کاری که از دستش برمیامد و میاید همین گردهمایی سالانه است که بخوانید نمایش مضحک ابراز وجود.همه اعضا را چنان به این کارمشغول و ذهن ها را به این امر معطوف میکند که آنها احساس مبارزه کنند و البته پولی هم به کف آورند. از طرفی خانم رجوی کمی حظ میبرد و ازکف زدنها شادمان میشود واسم مسعودرجوی را می آورد که رهبر مفقود الاثر مبادا به کل از اذهان محوشود . خانم رجوی شعارهای مخاطب پسندش را سر میدهد گرچه مخاطبین حاضر در سالن به دلیل اختلاف زبانی و فرهنگی متوجه صحبتهایش نمیشوند و اگر هم میشدند کلا پسندشان چیز دیگری است و برای سفرمجانی و گشت زنی و استقرار مفت درپاریس آمده اند ولی باز مریم رجوی طبق سناریوسعی میکند حرفهای خوب بزند . خانم رجوی فکر نمیکند که کسی حرفهایش را با عملش مقایسه کند وفی المثل وقتی در مقام یک فمنیست دو آتشه حرف میزند کسی به جراحی های زیبایی و اتکای به شوهر عقیدتی اش را به رخش نمیکشد وکاری به حجاب اجباری درسازمانش ندارد و وقتی از آزادی حرف میزند کسی به اسارت مجاهدین در اشرف و لیبرتی نمی اندیشد و اگر میگوید نه به اعدام  کسی ذهنش سراغ حکم اعدام مسعود رجوی برای منتقدانش نمیرود چرا که ازاساس کسی حرفهایش را جدی نمگیرد عده ای آمده اند بگردند و بخورند و بروند و باقی قضایا رقص پرچمهاست و طبل و شیپور و مقامات سابق که پولشان را میگرند و چند دقیقه ای حرف میزنند و میروند. نه اپوزسیون ونه جمهوری اسلامی این بازیها را جدی نمیگرند ونتیجه آن هم نه هیچ حرکت اعتراضی و جنبش مدنی نخواهد بود . من به عنوان منتقد این گروه نگرانیم فقط از این است که این نمایشات مفاهیمی چون حرکت اجتماعی و مدنی و فعالیت سیاسی و جنبش و اعتراض وگردهمایی و اعتراض و مبارزه را لوث میکندوگرنه اگر نام مهمانی سالانه یا تورگردشی میگذاشتند حرفی نبود فی المثل میگفتند یک تور استثنایی برای گردش سه روزه در پاریس عروس شهرهای جهان با هتل و خورد و خوراک و تردد مجانی فقط و فقط در ازای چند دقیقه دست زدن برای خانم رجوی و پرچم تکان دادن . اگر نمایش و دروغ را مبارزه تلقی کنیم معلوم است که میوه این نوع مبارزه ترور و خشونت خواهد بود . خانم رییس جمهور شوهر خوانده با این همه پول هنگفت چرا علیرغم ادعای محبوبیت مردمی خود و شوهرش از یک حرکت اعتراضی کوچک درشهرهای میهن عاجز است. آیا این مهمانی جای آن را میگیرد ؟

این هم متنی که مجاهدین در سایتهایشان چاپ کرده اند خطوط کج توضیحات من است .

قسمت سوم – شاهد مدعا متن آقای علیرضا ملایجردی در سایتهای مجاهدین خلق

همه ساله در شهر زيبا، بزرگ و تاريخي پاريس،( چه ربطی به مجاهدین دارد نمیدانم ) شاهد لشكركشي عظيم انقلاب عليه ارتجاع و بنيادگرايي هستيم.( لشکر کشی و سیاهی لشکر البته ولی کدام انقلاب نمیدانم ) در زادگاه ِمادرِ انقلاب كبير فرانسه،(بازهم بی ربط به این فرقه ) انقلاب شكوهمند و دمكراتيك مردم ايران يكي از بزرگترين روزهاي حيات خود را گرامي مي‌دارد.(بسیار جای بحث دارد که این روز حیات است یا روز مرگ سازمان رجوع شود به تاریچه و بحث ها در این باره ) اين نه يك بزرگ‌داشت معمول بلكه يك حضور تاريخي و هل من مبارز طلبيدن است. چه كسي در مقابل چه كسي؟ چه كس، چه كس را به مبارزه مي‌طلبد؟(یک مهمانی معمولی است و کسی کسی را به مبارزه نمیطلبد اگر بحث هل من مبارز است بروید داخل شهرهای میهن و…) 
مرور گردهمايي‌هاي ساليان گذشته و به ويژه ديدن تصاوير آن (خود این جمله نشان تکراری بودن این نمایشات است ) به‌خوبي بيانگر اين است، زني كه تماميت خواست ايران و ايراني را نمايندگي ميكند(آیا خواست زنان ایرانی طلاق دادن همسر و شوهر کردن با دوست همسرشان است یا رقص رهایی دیگر زنان برای شوهرشان ؟) با گام‌هايي استوار، پاي در ميان جمعيت بي قرار(سیاهی لشکر) ميگذارد، هلهله و فرياد آزادي‌خواهانة جمعيت هزاران نفره‌اي كه سالن را به لرزه در مي‌آورد. انفجار احساسات خلقي(عراقی سوری ،لهستانی ، افغانی ونیجریه و….. کدام خلق و کدامشان حرف او را میفهمند ؟) كه مسير آزادي‌اش را در حمايت از مريم رجوي مي بيند. 
و بعد خيل عظيم جوانان، دختران و پسراني كه آيندة اين سرزمين هستند و با تمام وجود خواستة به حق خود يعني «آزادي» را فرياد ميزنند. صف‌آرايي مردم آزادي‌خواه در مقابل حكومت ستمگر و جبار. اين انقلاب است در مقابل ارتجاع و استعمار( پس مبارکتان باشد انقلاب کردید دیگر غمتان و شعار دادنتان چیست از نقلاب خود لذت ببرید ) و سپس صفي بي‌پايان از شخصيت‌هاي اجتماعي و سياسي و حاميان مقاومت از سراسر گيتي.(همانها که بارها به روشنی گفته اند که پول میگیرند و هرکس هم پول بدهد برایش سخنرانی میکنند ) از تمامي فرهنگ‌ها و مذاهب، هر كسي به زباني و بياني، فارسي، عربي، انگليسي، ايتاليايي، فرانسوي، پرتغالي و… به‌راستي كه در حمايت از حق مقاومت مردم ايران براي آزادي با اين جنبش همبستگي مي كند، آنچنان كه تداعي كننده آن ترانة زيباي ايراني است كه: 
…هركس به زباني، صفت ِوصف تو گويد، 
بلبل به غزل خواني، قمري به ترانه(این ترانه برای وصف خداست نه مسعود رجوی یا فرقه شما و آنهم بلبل و قمری است نه نماینده سابق که پول میگرد و البته نه غزل میخواند و نه ترانه ) 
بله بدين ترتيب است كه سياست انقلابي در مقابل سياست مماشات و استمالت صف‌آرايي ميكند. آري اين نه خروش يك خلق بل به‌خروش درآوردن وجدان‌هاي انساني در جهان است. خروش انسانيت در مقابل بربريت و توحش، صلح در مقابل جنگ طلبي و تروريزم و بنيادگرايي خونريز. خروش عدالت طلبانة زنان است در مقابل فرهنگ استثماري مردسالار آخوندهاي فاسد و حاميان آن‌ها(وارونه گویی را ببینید که جنگ طلب از صلح میگوید و تروریست از خشونت و زن کشان و مجریان رقص رهایی  و حرمسرا سازان از خروش عدالت طلبانه زنان )

دیگر این بقول ما ایرانیان گردهمایی ویا به قول عربها موتمر ویا بقول انگلیسی ها متینگ یا بقول فرانسوی ها راسمبلمنت(اظهار فضل بی ربط ) نه یک (یادش رفته بنویسد نه یک چی !!!!) بلكه يك قد علم كردن و يك حضور تاريخي است. اين جمعيت عظيم در دوران خفقان مطلق ولايت مطلقه فقيه، ميليون‌ها ايراني به‌ستوه آمده از جنايات آخوندهاي دين فروش در داخل ايران را نمايندگي مي‌كند.( نمایندگی ؟!!!) اين فرياد در گلو خفه شدة زنان ميهن است در مقابل سركوبي عريان و اجبارات ضد انساني، اين فرياد زندانيان در بند است. آري اين صداي گام‌هاي انقلاب است. 
پس اي جوانان دلير، زنان و مردان غيرتمند، هموطنان عزيزم، با شركت خود در اين حضور تاريخي و شكوهمند، صداي گام‌هاي انقلاب را هر چه رساتر كنيم. پيروز باشيد. 
عليرضا ملايجردي 
تيرماه 95

 

1735251