تشکر از پیامهای شادباش و نکته ای مهم

بهزاد علیشاهی

با تشکر از همه دوستان که تبریک گفته و لطف کردند با ایمیل و یا در سایت ها شادمانی خود را ابراز کرده اند .

نکته ای کوتاه و به امید دیدار همه این عزیزان و رفع دلتنگی

همه میدانیم که

عکس العمل مجاهدین خلق علیه منتقدانشان به موقعیت و محل آن منتقد بستگی تام دارد ، اگر در اشرف و لیبرتی و آلبانی و اور باشد که ابتدا ریل تحریک هیجاناتی از قبیل تهاجم و فحاشی جمع و پشت پا زدن به خون شهدا و …..را تست میکنند واگر طرف مقهورشد و از نقد و اعتراض کوتاه آمد که هیج وگرنه اگر باز موقعیتش بود (مثلا صدام و عراق) که می گیرند و زندان و شکنجه و مرگ و اگر نبود یا احتمال مسئله دار کردن بقیه در کار بود که اتفاق است مرگ در اثر هزار و یک عامل، از خودکشی و تیرناخواسته گرفته تا حتی درگیری با دشمن میتواند منتقد را خاموش و انتقاد را برطرف کند .

حالا اگر این منتقد در داخل کشور بود کار راحت تر است ، لو میرود و بقیه اش دیگر مهم نیست در زندان  کشته  شود شهید است انتقاد کند بریده و خائن است و زندانی شود که زندانی سیاسی است .

اما اگر منتقد مثل من خارج کشور باشد که افشاگریهای ساختگی و جعلی که اگر باعث شد کوتاه بیاید که هیچ وگرنه مقدایری ضرب و جرح و فحاشی هم امتحان میکنند وبعد میروند دنبال کار حقوقی و شیطنت هایی ازاین  قبیل که :مزدوراست و جاسوس است و فلان هواداردر زندان جمهوری اسلامی در حال شکنجه او را دیده است و حتی شکایت دروغین به پلیس که تهدید شده ایم و…… وباز اگر ساکت نشد راه آخر همه منتقدان در هر موقعیتی از نظر سازمان ( که دستور مسعود رجوی هم هست ) پاک کردن و از بین بردن منتقد است ، . مسعود رجوی فرمان داده بود که در خارج کشور این مزدوران  را بکشید و با افتخار زندانش را بکشید چرا که کشورهای غربی حکم اعدام ندارند و زندانهای انها هم مثل هتل است . حالا چرا مجاهدین خودشان را با مراحل اول سرگرم کرده اند و سراغ فرمان مسعود رهبری عقیدتی اشان نمیروند را نمیدانم یا حتی تحمل هتل را ندارند یا هم مفقود شدن مسعود رجوی بخشی از فرامینش را از ضرورت انداخته است .چرا که میدانند و دیده اند که مراحل ابتدایی نتوانسته و نخواهد توانست ما را به سکوت وادارد.

اما مجاهدین امیدوارند که ما را در همین مرحله اول مشغول امورحقوقی و قانونی کنند تا حتی به خودمان هم بقبولانند که دعوای مابین ما یک دعوای سیاسی و حقوقی و قانونی است ویک دشمنی فردی و اختلاف دیرینه و انتقامی .

اما این اصلا دعوای ما نیست اساس بحث یک اختلاف ایدئولوژیکی عمیق است. ما با ایدئولوژی فرقه گرایی و اسارت اعضا بر آن اساس مخالفیم و در این رابطه افشاگری میکنیم که دوستانمان را نجات دهیم و با پرتو گرم حقیقت یخ این ایدئولوژی افراطی منحط را آب کنیم .

شادمانی من قبل از تبرئه خودم و گرفتن خسارت و ضرر و زیان ،رهایی دوستانم در لیبرتی و آلبانی و حتی اورسورواز است  که هنوز محقق نشده .البته برای تحقق این امر باید بندهای حقوقی فرقه را میگسستم که گسستم اما برخلاف دوستان دیگری که ضمن شادباش توصیه کرده اند  که دیگر ول کنم و بروم دنبال زندگی وگرنه بازهم ممکن است دردسر برایم درست کنند باید بگویم که حقیقت را بخاطر خوش آمد دیگران و یا راحت خودم نباید و نمیتوانم نادیده بگیرم پس این ماجرا برای من نه پایان کار که بازشدن دست و بالم است تا با توان بیشتر پیش بروم .