در دام معیارهای خود ساخته

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی —-

مجاهدین و معیار پیشرفت تشکیلاتی ،سیاسی و نظامی و ایدئولوژیکی —–

از فردای انقلاب پنجاه و هفت که مجاهدین به اندازه های واقعی خود واقف بودند تحت رهبری سلطه طلبانه مسعود رجوی دچار اشتباه و خطایی غیر قابل جبران شدند ،خطایی که امروزگریبانشان را گرفته و تاکتیک آنها را به زنجیر گرفتاریشان تبدیل کرده است .

مجاهدین خلق همچون برخی زندانیانی که بخاطر یکشبه پول دار شدن قید راه اصولی و کار و ابداع و نبوغ را زده و همه چیز خود را در راه خلاف به هدر داده و اکنون گرفتارند ،عمل کرده است .

آنها که بعد از انقلاب نمیخواستند یک گروه چریکی کوچک از کار افتاده باشند(در حالی که جنگ چریکی نیز به پایان رسیده ) و نیز ظرفیت ،حوصله ، توان ودانش کار اصولی و رشد را نداشتند تصمیم گرفتند بجای هر نوع کارکیفی و بالا بردن کیفیت کار خود دست به کار کمی بزنند و معیار رشد و پیشرفت خود را کمیت قرار دهند ، همین سیاست باعث شد که جذب نفرات ،تعداد دفاتر و پایگاهها ، تیراژ نشریه و تعداد شرکت کنندگان در متینگ ها برایشان در اولولیت قرار بگیرد، همین روندکه بیشتر به نظر میرسد برای فریب رقیب باشد کم کم خود مجاهدین را فریب داد ، تعداد ملیشیا ، تعداد زندانیان ، تعداد کشته شدگان و بعدها تعداد کسانی که خارج شده و به مقرهای سازمان در عراق میپیوستند ملاک و معیار قرار گرفت و سازمان کوشید با هر ترفندی آمارها را بالا ببرد و متاسفانه که تعداد کشته ها نیز یکی از این آمارها بود که باید بالا میرفت تا رشد و پیشرفت مجاهدین را نشان دهد .

تعداد عملیاتها نیز فارغ از کیفیت داستان بسیاری از جنایت هایی شد که که خون بیگناهان زیادی را بر زمین ریخت و بعد هم در عراق تعداد پایگاهها ، تعداد سلاح ها و رژه ای با خود فریبی کامل که هرکس بیش از ده بار از جلو رجوی عبور کرد تا تعداد رزمندگان ده و صد برابر جلوه  کند .

نمیدانم در این سالهای اخیر رهبران فرقه حسرت خورده اند که بجای اینهمه کمیت و فریب ایکاش ذره ای به کمیت هم فکر میکردندیا نه ؟ اما امروز که راه کمیت برایشان بسته شده ونه پایگاهی اضافه میشود ونه عضوی و سلاحی و حتی جمع کردن نیرو برای شوهای خارج کشوریشان هم با مشکل مواجه شده ،دیگر برای فکر کردن به کمیت خیلی دیر به نظر میرسد مجاهدین که روزی شعار کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجبد و هزار اشرف به پا خواهیم کرد میدادند ، کاش کوشیده بودند در اشرف بجز آموزشهای یکبار مصرف جنگ و فحاشی و خشونت به اعضای خود چیزی بیاموزند و کمی کیفیت را بالا ببرند مگر نه که دوره دکترای کامل هر رشته ای از اول ابتدایی تا انتها بیست و دو تا بیست وچهارسال بیشتر طول نمیکشد و مگر نه اینکه بیشتر اعضای اسیر مجاهدین نزدیک ربع قرن  است که درپایگاههای مجاهدین به سر میبرند .

حالا مجاهدین در تله خود ساخته سنجش با رشد کمی افتاده است امری که پوشالی بودن تمام حیاتش را رو میکند .

عددها سرناسازگاری با مجاهدین گذاشته اند تیراژها وواحدهای شمارش سر به مخالفت گذاشته اند و مجاهدین در تلاشی بیهوده فی المثل میکوشد که بگوید اشرف نه اسم یک محل که اسم زن اول مسعود و یک سمبل مبارزه است برای زنان و با تعطیلی اشرف خللی به آن وارد نخواهد آمد. اما خودشان و هواداران و اعضای اسیر به خوبی میدانند که اشرف سمبل یک کمیت بود معیار ی برای به عدد کشیدن اعتماد صدام حسین و ابعادی به کیلومتر که میشد با افتخارآن را شهر نامید ، همچنان که رژه و عملیاتهایی که حتما هرکدام از قبلیشان میباید با یکی از اعداد( تعداد اسرا ،تعداد غنائم ، مساحت منطقه عملیاتی یا حتی تعداد کشته ها) بیشتر میبود .

امروزه مجاهدین با پول هم نمیتوانند خیلی زیاد عددها را به یاری بطلبند ، تعدادی پارلمانتر و شرکت کننده های اجاره ای البته چنان با کیفیت در جنگند که به چشم نمی آیند . (درست مثل افزایش تعداد اعضای شورای دست ساز مجاهدین با تزریق صدها مجاهد اونیفورم پوش که بجای نشان پیشرف باعث ریزش شورایی های باسابقه شد و مجاهدین اونیفورم پوش هم موضوعیت خود را از دست دادند ) .

آری مجاهدین در معیارشان در حال نابود شدن هستند و اینجاست که باید برایشان خواند که :

یک شاخه گل دِماغ پرور

از خرمن صد گیاه بهتر

 

 

moghayeseh1

moghayeseh2

ashraf12