سی و هشت سال حسرت

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی —

فرقه رجوی و سالگرد انقلابی که نتوانستند سرقت کنند —-

مجاهدین دوست دارند انقلاب پنجاه و هفت را انقلابی سرقت شده بخوانند ، آنها برای خود و هوادارانشان وانمود کرده اند که بانی و باعث انقلاب آنها بوده اند و این انقلابی که رهبرش مسعود رجوی بوده بعد از سرقت انقلاب اسلامی نام گرفته است ، این خیال خوش وتصاویری ازآرم مجاهدین و عکس مسعود در جریان انقلاب تمام رویایی است که مجاهدین به آن دلبسته اند . مسعود رجوی با ارئه تئوری انقلاب نه مرده و نه خاکستر شده است سعی کرد که فرقه اش را پرچمدار و صاحب انقلابی نشان دهد که هنوز در جریان است و تا محقق شدن اهدافش که لابد رهبری مسعود و ریاست جمهوری مریم است ادامه پیدا خواهد کرد.

مسعود رجوی رهبربلامنازع و مفقود فرقه با همه تئوری بافی های روشنفکرانه اش فراموش کرده که انقلاب بدون حضور مردم چیزی است مانند تهیه نیمرو بدون استفاده از تخم مرغ . رجوی نه تنها خود را بی نیاز از خلق میداند و با تغییر سربرگهایشان از بنام خدا و بنام خلق قهرمان به بنام خدا وبه نام مسعود و مریم بی نیازیشان را علنی میکند بلکه به جنگ همین خلق قهرمان سابق هم رفته و تا جایی که میتواند در حملات چریکی آنموقع که توانش را داشت وحمله لفظی و پرتاب آجر به خانواده امروز که مستأصل است ونیز فحاشی ومزدور خواندن به این مردم میتازد، در تناقضی آشکار درست آنجا که به ارتش آزادیبخش امروز ورشکسته و تانکهای صدام حسین امروز قراضه اش دل بسته بود بازهم رجوی در نشست ها افتخار میکرد که روزی در دانشگاه تهران هزارها نفر برای کلاسهای تببین قرآن او حاضر میشدند و فلان متینگش فلان قدر جمعیت حاضر بود و …. این مالیخولیا چندان گریبان رجوی را گرفته بود که هر از چند گاهی برای رفع دلتنگی افراد خودش همان ارتش آزادیبخش را فرا میخواند تا جملگی در نشستی حاضر شده برایش دست بزنند و سرود بخوانند و شعار سر دهند ، حتی از صدام خواست که در بازدیدش از کربلا گروهی را وادارد که در استقبالش حاضر باشند و چون صدام اجازه داد رجوی با هر نفر صد دینار جمعی را به شدت بازرسی شده به استقبال خود گماشت و لابد همین مالیخولیاست که امروز با وعده تفریح در پاریس و سفر مجانی و گاه پول اهل کشورهای دیگر از سیاه و سفید را فرامیخواند تا برای رجوی این بار مریم در فرانسه شعار بدهند. و بخاطر همین است که این جلسات مثل کنسرت ها نیست که گاهی در کشورهای دیگر هم برگزار شوند چرا که ظاهرا شرکت کنندگان به عشق جاذبه های توریستی پاریس می آیند نه رجوی ها.

مجاهدین مدعی اند انقلابشان سرقت شده که اسناد و مدارک انقلاب را فراموش کرده اند البته سانسور و تحریف کرده وبه فراموشی سپرده اند و خودشان هم باورشان شده که سکان دار اصلی انقلاب بوده و کنارگذاشته شده اند . مجاهدین خلق اگر به عکسها نگاهی می انداختند میدیدند که تمام تیترهای قبل از بهمن پنجاه و هفت در جراید به نام آیت الله خمینی زده میشود و باز اگر قدرشناس بودند و به توالی تاریخی وقایع نگاهی می انداختند میدیدند که آزادیشان از زندان بخاطر شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد بود که قبل تر همان‌آیت الله خمینی درخواستش را کرده بود و روحانیون فراخوان تظاهراتش را داده بودند . وباز اگر منصف بودند در می یافتند که همان اعتبار و قدری که در دوران قیام داشتند بخاطر حمایت و دفاع آنها از آیت الله خمینی بود وبس از اینکه به عکس رجوی با او افتخار میکردند یا برایش سرود میخواندند ویا میخواستند حفاظتش را تامین کنند و ….. به عکسها در پایان همین مطلب نگاه کنید.

در واقع مجاهدین میسوزند و حسرت میخورند که نتوانسته اند انقلاب را سرقت کنند و میپندارند که اگر رهبرانشان زندان نبودند میتوانستند همین فرقه ای که امروز دارند را زودتر تشکیل داده و با تشکیلات منسجم به راحتی انقلاب را بدزدند اما باور کنید حتی در این مقوله هم اشتباه میکنند چرا که لازمه فرقه فقط شور و هیجان نا آگاهانه تنها نیست و البته که آنموقع از کمک های بی دریغ صدام وعربستان خبری نبوده است .

مجاهدین با سوار شدن بر شور و هیجان مردم و لفاظی و مداحی برای آیت الله خمینی توانستند رهبران بدنام خود را که در زندان ساواک برای نجات از اعدام آدم فروشی کرده بودند را از بدنامی برهانند و اگر به همین راضی بودند واز قصد سرقت وتصاحب انقلاب دست میکشیدند شاید شرایطی دیگر رقم میخورد و البته اگر موفق به سرقت انقلاب میشدند شاید …….

خیالپردازیهای مجاهدین دقیقا از این دست است.

البته رجوی برای این سرقت بیش از حد مایه گذاشت و بها پرداخت او سعی کرد به آیت الله خمینی نزدیک شود ، ملیشیا تشکیل داد ، سعی کرد با خدمت و جاسوسی برای شوری آنموقع حمایت ابرقدرت دم دست را به چنگ آورد ، میدان انتخابات را با شعارهای پوپولیستی امتحان کرد ، زنش را درخانه تیمی با رفیقش رها کرد وبرای کسب اعتبار خودش مرگ آنها را رقم زد و …وشاید بخاطر همین تلاشهای نافرجام است که این حسرت و افسوس سی و هشت ساله نه تمام شده و نه کم ودرمان شده است .

 

عکسهایی از قبل از انقلاب و دوران قیام

0,,17415202_302,00 4 62557_902 n00054438-b

1_103 150627

و این هم عکسهای چاپلوسی مجاهدین و شخص رجوی برای آیت الله خمینی :

21 images MKI_and_Khomeini Mojahed_2 n1 rajavi-khiabani تلگراف مجاهدین خلق به خمینی ملاقات مسعود رجوي با خميني 8 ارديبهشت 58

1_enghelab_2

albani