جیبوتی ِ، محمود عباس و مجاهدین

بهزاد علیشاهی

——————-

میخواهم خودم را جای خانم رجوی بگذارم (البته بلانسبت!!) عربستان سعودی و شاهزاده فیصل و سازمان استخباراتش به من میگویند میخواهیم دردشمنی و لجاجت با جمهوری اسلامی ترتیب چند ملاقات را با شما بدهیم تا آنها بفهمند که ما میتوانیم در منطقه علیه آنها ائتلافی از تهدیدها را شکل دهیم(تکفیری ها و داعش و مجاهدین وطالبان وقاچاقچیان بلوچ وجبهه النصره سابق ومنصورهادی و محمودعباس و…..)من که در نقش خانم رجوی به مصالح سازمان و مبارزه ومردم فکر میکنم قطعأ نمیپذیرم ، چرا که ساپورت کننده ای که تروخشک وداعشی و فلسطینی را تنگ هم قاطی کرده و به معرض نمایش میگذارد قابل اطمینان نیست ،چه بسا فردا همین ارباب بخواهد از یک گروه بدنام تر رونمایی کند آنوقت من خانم رجوی که کت بلند یقه انگلیسی با دامن گلدار میپوشم باید با یک ریشوی داعشی یا بدتر از آن بنشینم و برایش لبخند بزنم چه بسا که ارباب بابت همین پولها و ملاقاتها از من کاری کثیف بخواهد که ….. اما خانم رجوی قبلا در توافقات همسرش با صدام نشان داده که مثل من فکر نمیکند پس من نمیتوانم خودم را جای این خانم بگذارم .

خودم را جای محمود عباس میگذارم بنده هشتاد و چندساله که مانند خانم رجوی نزدیک دو دهه  است رئیس جمهور منتخب!!!؟؟؟ هستم ملقبم به ابومازن و حالا به پیشنهاد عربستان در عوض دریافت کمکهای مالی و حمایت بیشتر باید با خانم رجوی ملاقات کنم اما من که به مصالح فلسطینیان فکر میکنم و خواهان صلح و ثبات درمنطقه هستم نباید وارد این بازی و جنگهای نیابتی شوم و هدفم را از اشغالگرا ن منحرف کنم و باعث اختلافات داخلی شوم ،وانگهی من کجا و خانم رجوی کجا لااقل من بابت این ریاست جمهوری پایم به سازمان ملل رسیده چرا باید با کسی که به اندازه کافی منفور است خودم را گره بزنم و حمایت ایرانیان را از  دست بدهم ؟  حتی اگر الان که خودم را جای محمود عباس گذاشته ام مثل او آرمانگرایی را کنار بگذارم بازهم این ملاقات زیاد به صرفه نیست چون من بابت واردات سیمانی که از آن دیوار حائل درست میکنند و هموطنانم را در زندان بزرگ می اندازند همین اندازه پول در میاورم به حدی که نیاز به این دوره گردی ها نباشد. اما ابومازن خیانتش بیش از آن است که من بتوانم جای او باشم او که سند ابومازن – بیلین را با صهیونیست ها امضا کرده و به ایهود المرت تبریک گفته وپسرانش یاسر و طارق در امریکا زندگی شاهانه دارند و برای خوش خدمتی نوارغزه را رها کرد و انبوهی مبارز را اسیر و خودش را در جنگ عراق علیه ایران نیز درگیر کرده و همپیمان صدام حسین بوده اینقدر قاطی زد و بندها شده ومشغله دارد که جایی برای احساساتی مثل وجدان و مسئولیت و پرنسیب برایش نمانده است .

چاره ای نمیماند که خودم را جای طرف سوم یعنی عربستان بگذارم  در اینصورت من باید به چهار دلیل دنبال مقابله با جمهوری اسلامی باشم یکم – از دست دادن اعتبار بین المللی بخصوص بعد از برجام وشکست ائتلافهای خودساخته  دوم – به دست گرفتن رهبری جهان اسلام لااقل اسلام تکفیری و وهابی و گسترش آن  سوم – جبران شکست ها در یمن و سوریه و عراق و افغانستان و لبنان و بجایی نرسیدن آنهمه هزینه و ….. چهارم –استحکام قدرت در داخل و مقابله با شاهزادگان مدعی و وزیر دفاع و خاندان خودم که یک پیروزی علیه جمهوری اسلامی و ایران میتواند این قدرت را تحکیم بخشد . اما با همه اینها من بجای شاه سعودی در راس کشوری که به اسم خاندان خودم نامگذاری شده روی خانم رجوی سرمایه گذاری نمیکردم ، فرقه بدنامی که به دلیل سیاست های غلط تمام پشتوانه مردمی خود را در داخل ایران از دست داده عملا برای من نمیتواند کاری بکند ، درست است که طبق میل من حرف میزند و حتی خلیج فارس را طوری بیان میکند که من دوست داشته باشم ولی آخر بجز یک کار تبلیغی چه سودی برای من میتواند داشته باشد تازه همین کار تبلیغی هم کلی حرف و حدیث دارد .اما خاندان سعودی میداند که این فرقه حاضر است کارهای کثیفی را انجام بدهد که دیگران  حاضر به انجامش نیستند . پس حمایت میکند.

خلاصه کنم هر سه طرف قضیه اشتباه میکنند و هر سه طرف قضیه هم طبق محاسبات خودشان و به دلایل خصلت های دو طرف دیگر کار درستی میکنند. هر سه به هم نیاز دارندگرچه راه بجایی نمیبرند اما مبارکشان باد لااقل همه بی پرنسبپ ها را در یک بسته قرار میدهد.

rajavi-and-abbas

تک گویی و تک صدایی

بهزاد علیشاهی

———-

نقدی برمصاحبه سید المحدثین با العربیه و سبک کار فرقه رجویی در پاسخگویی——-

قسمت اول————

 

اینکه از ته دل امیدوارم که مسعود رجوی زنده باشد که بتوان برای یکبار هم شده روزی برسد که دردادگاهی مردمی در جایگاه پاسخگویی بنشیندبخاطر این است که این فرقه هیچ وقت و در هیچ شرایطی بجز شعار و فحش و کلیشه حرفی درمقام پاسخ نگفته است .

آنها معمولا خودشان با خودشان مصاحبه میکنند وبازمعمولا سوالها را طوری طراحی میکنند که بخشی از شعارهای و فحشها و کلیشه های گفتاریشان در آن نهفته باشد . اگر قرار باشد با خبرنگار رسانه های خارجی مصاحبه کنند بازهم سعی میکنند با خرج مبالغ هنگفت سوالهارا خودشان طراحی و ارائه دهند که در این رابطه یک خبرنگار فرانسوی دو سال پیش شهادت داد واز مصاحبه سر باز زد وباعث رسوایی فرقه شد .  اگرهم خبرنگار حین مصاحبه زیرکی به خرج دهد و سوال خودش را بپرسد با تهدید و تطمیع و انکار فرقه مواجه شده و در نهایت خبرنگار را مزدور و اجیر شده لقب میدهند کما اینکه در باره خبرنگار استرالیایی رخ داد و در تماس ایمیلی من این خبرنگار شرح ماوقع را گفت و…..

اما مصاحبه سید المحدثین مغز متفکر سیاسی فرقه و مسول روابط خارجی آنها باتلویزیون العربیه چیزی بیشتر از یک نمایش مسخره نیست .طبق این نمایش قرار است تلویزیون یار وپشتیبان و ساپورت کننده فرقه یعنی العربیه که مدتی است از جانب سازمان اطلاعات عربستان سعودی پشتیبان رسانه ای فرقه رجوی شده سوالهای چالشی بپرسد تا هم خودش را مقید به بیطرفی جلوه دهد و هم به اصطلاح آقای محدثین پاسخ گوشه ای از ابهامات اذهان را بدهد .البته همین سوالهای نمایشی چالشی بازهم حد و مرز و خطوط قرمز فرقه و حامیانشان را رعایت کرده مثلا در باره نقش عربستان ،مرگ مسعود رجوی، استراتژیهای شکست خورده ،سیاستهای غلط ،تنفر مردمی ،مزدوری و روابط ناسالم تشکیلاتی و هزاران هزار دیگر چیزی نمیپرسد. تمام آنچه پرسیده و توضیحات من به این شرح است:

تلویزیون العربیه 95/4/25
العربیه: اقای محدثین شما از سال 1980 هدفتان را سرنگونی رژیم قرار داده‌اید, این رژیم سرنگون نشد بلکه از نظر جغرافیایی گسترده تر شد و از طریق نمایندگانش نفوذش را توسعه می‌دهد آیا اینطور نیست؟
محمد محدثین: برعکس رژیم ایران بسیار ضعیف تر از آنی است که دوسال پیش یا ده سال پیش بود
قطعاً ما از 35 سال پیش می‌جنگیم و برای سرنگونی این رژیم مبارزه می‌کنیم و متاسفانه از بسیار رویدادهای منطقه استفاده کرده, مانند جنگ عراق در سال 2003 ویا رویداد افغانستان در سال 2001 و سیاست امریکا در عراق ولی رژیم ایران درحال حاضر بسیار ضعیف تر است .

فرقه رجوی دقیقا سی و پنج سال است که شعار سرنگونی میدهد ، با طمع این شعار شورایی را گرد آورد که صاحب منصبان و وزیران آتی باشند و با همین شعار مریم رجوی را بعنوان رییس جمهور قلمداد کرد وباتوجه به کمک های منطقه ای و بین المللی هیچگاه فکرنمی کرد که این ریاست جمهوری خانم رجوی اینهمه سال طول بکشد و باعث تمسخرشود ، آنها هر سال شعار میدادند که امسال سال سرنگونی است وسیاست و استراتژی آنها چه در همراهی با ارتش صدام بعنوان یک ارتش خصوصی و چه همراهی با دیگر بازیگران منطقه و شرکت در جنگ نیابتی آنها نه تنها منجر به تحقق شعار آنها نشد بلکه آنها را منفور تر هم کرد. محدثین بجای پاسخ به اینکه چرا سرنگونی محقق نشده میگوید رژیم ایران ضعیف شده است گویی تا بحال شعار میدادند که رژیم             ضعیف باید گردد ، او حتی برای ضعیف شدن هم دلیلی ارائه نمیدهد ومجری باز میپرسد:
مجری: دلیل اینکه می گویید رژیم ایران ضعیف است چیست؟
محمد محدثین: رژیم ایران مشکلات زیادی در داخل و خارج ایران دارد. اولاً این رژیم به مدت 25 سال بر روی سلاح اتمی سرمایه گذاری کرد و مجبور شد که از سلاح اتمی دست بردارد و این مساله باعث بسیاری درگیری‌ها در درون رژیم شده است
در ثانی این رژیم با بسیاری مشکلات در سوریه مواجه است ونمی تواند که از این مشکلات خارج شود .

دومسئله ای که نماینده فرقه رجوی مطرح میکند تا اثباتی بر ضعیف بودن جمهوری اسلامی باشد البته مشکل اصلی اربابش یعنی عربستان است چنانکه پنداری میخواهد به آنها دلداری بدهد که از پیشرفت هسته ای ومقاومت در سوریه نترسید .اما در عالم واقع اختلافات بر سر قرارداد جامع برنامه هسته ای ونه الزامأ سلاح هسته ای در آمریکا بیشتر رخ نموده  و سوریه نیز بازیگران بسیاری  همچون ترکیه ، عربستان و آمریکا و روسیه دارد یک مسئله فرامنطقه ای که ترکیه با توجیه اقتصادی-عثمانی ، عربستان با توجیه آشوب منطقه ای-تروریست  ، آمریکا با توجیه تسلط و ایران با توجیه اعتقادی والبته روسیه با توجیه پیشگیری در آن دخیل هستند ومهره هایی چون داعش و مجاهدین وجبهه النصره و….توسط این دستها بکار گرفته میشوند.این جنگ فرساینده حتی دولت بشار اسد را هم سرنگون نکرده است چه رسد به بازیگران آن ،مجری بجای مچ گیری و تناقض این نوع پاسخگویی از مشکل اعراب منطقه سوالش را مطرح میکند و میگوید :
مجری: بگذارید که این موضوعات را یک به یک بررسی کنیم. شما گفتید که این رژیم میلیاردها دلار را بر روی پروژه اتمی سرمایه گذاری کرد ولی در نهایت از آن دست برداشت ولی در مقابل گفته میشودکسانی که این رژیم را دوست دارند از همه طرف به سوی این رژیم می‌آیند و چه بسا که این پول‌ها را باز پس خواهد گرفت
محمد محدثین: نه این درست نیست رژیم دست کم 100 میلیارد دلار را بر روی پروژه اتمی سرمایه گذاری کرده و چه بسا بیشتر از این هم سرمایه گذاری کرده است. ولی در پایان مجبور شد که از آن دست بر دارد و وضعیت اقتصادی‌اش بدتر از گذشته شد. درثانی رژیم ایران بعد از توافق اتمی با درگیری‌های داخلی بسیاری روبرو شده است و نتایج آن بدتر از نتایج توافقنامه اتمی است
مجری: شما چگونه می گویید که بعد از توافق اتمی این رژیم وضعیت مالی‌اش بدتر شده است, آیا اموالی که مجازات‌ها از روی آن‌ها برداشته شده به او باز نمی‌گردد. الان کسانی هستند که به نزد آن‌ها می‌آیند و می‌خواهند با او قرار داد ببندند و رژیم می‌تواند نفت صادر کند. این که باعث ضعف مالی رژیم نمی‌شود آیا غیر از این است؟
محمد محدثین: کسی نمی‌گوید که وضعیت اقتصادی رژیم از قبل از توافق اتمی بدتر شده است ولی این توافق نتوانست رژیم را کمک کند تا مشکلات اقتصادی‌اش را حل کند.

نماینده فرقه معمولا با جملاتی مثل نه اینطور نیست پاسخ میدهد و وقتی هم مجری دلیل می آورد میگوید کسی نگفت …. او میخواهد با ارائه رقم صد ملیارد دلار سرمایه گذاری روی پروژه هسته ای وهدر رفته دانستن آن اقتصاد ایران را متضرر و خراب و به تبع آن سرنگونی را در معرض دید قرار دهد ،  او  از اقتصاد همانقدر میداند که رهبر مفقودیا مرحومش از ایدئولوژی .سرمایه گذاری هسته ای یا هر سرمایه گذاری برای پیشرفت علمی با کاربردهای گونان در هر کشوری دانش ملی و یک ذخیره عملی و نهایتأ مالی و اقتصادی است بخصوص اینکه مستشار وواردات در کار نباشد . دادن تضمین برای استفاده صلح آمیز علی القاعده نباید تخریب وهدردادن همه تلاشها و اموال باشد که اگر اینطور بود باید باعث شادی ومسرت رقیبان منطقه ای جمهوری اسلام منجمله ارباب جدید مجاهدین یعنی عربستان میشد درحالی آنها با این توافق مخالفند و دردمندانه ابراز هم میکنند ، مجری نمیخواهد بیش از این مهمانش را در محضوریت بگذارد تا بازهم همان پاسخهای کلیشه ای را بدهد اینبار از شرکت آنها در جنگ سوریه میپرسد:
مجری: شما چند بار به جنگ رژیم در سوریه اشاره کردید ولی در مقابل ما از شما می‌شنویم که از اپوزیسیون سوریه حمایت می‌کنید, شما بعنوان اپوزیسیون ایران چه چیزی را به اپوزیسیون سوریه داده‌اید. بر اساس آنچه که در اخبار وجود دارد به آن‌ها رزمنده می‌دهید؟
محمد محدثین: ما بعنوان مردم ایران با مردم سوریه هم سنگر هستیم به این دلیل مبارزه ما علیه رژیم ایران بهترین حلقه وصل با اپوزیسیون سوریه است.
مجری: یعنی شما با اپوزیسیون سوریه از رژیم ایران انتقام می‌گیرید
محمد محدثین: بله, همبستگی ما با انقلاب و مردم سوریه مواجهه با رژیم ایران است چون همانطوریکه می دانید در صورتیکه کمک‌های رژیم ایران نمی‌بود بشار اسد پنج سال پیش سرنگون شده بود.

این استراتژی انفعالی و تقابلی غلط مجاهدین که محدثین با افتخار اعلام میکند دقیقأ همان است که فرقه را بازیچه و ستون پنجم صدام حسین کرد همان استراتژی که مجاهدین را همیشه درگیر جنگی میکند که الزامأ به سود مردم ایران نیست ، قطعأ جمهوری اسلامی با داعش و ریزگرد و قاچیان مواد مخدر هم درگیر است . مجاهدین خلق شاید از بعد از انقلاب با این استراتژی در پی کسب قدرت بوده اند  اما عملا نه تنها به جایی نرسیده بلکه خود ار بازیچه قدرتهای مستبد و ضدخلقی کرده اند .ادامه مصاحبه:
مجری: آقای محمد شما به من جواب ندادید و شاید غافلگیر شدید, آیا آنطور که در اخبار آمده است به اپوزیسیون سوریه رزمنده میدهید؟
محمد محدثین: نه, فکر نمی‌کنم که مردم سوریه به رزمنده نیاز داشته باشند, اپوزیسیون سوریه بسیاری رزمنده دارد
مجری: شما به آن‌ها چه چیزی می‌دهید ؟
محمد محدثین: همبستگی سیاسی, ما با اپوزیسیون سوریه مشارکت سیاسی داریم و این بهترین کمک به آن‌هاست, ما سربازان خودمان را داریم, آن‌ها هم سربازان خودشان را دارند و به سربازان آن‌ها نیاز نداریم, آن‌ها هم به سربازان ما نیاز ندارند.

محدثین میگوید ما سربازان خودمان را داریم آنها سربازان خودشان را ، سربازان مجاهدین ؟؟ ارتش آزادیبخش که الان فقط مقداری فیلم و خاطره است و بس …ودیگر اینکه همبستگی سیاسی چه کمکی به اپوزسیون سوریه میکند کسانی که همبستگی سیاسی آمریکا  وکشورهای منطقه دردی از آنها دوا نکرده همبستگی یک گروه بد نام چه کمکی برایشان خواهد بود وبازهم از مشارکت میگوید که دقیقا معلوم نیست چه مشارکتی واما اعتراف  مجری به غیر قابل اعتماد بودن مجاهدین را بخوانیم :
مجری: بعضی‌ها عقیده دارند به رغم مبارزه نظامی شما ،کشورهای غربی شما را جدی نمی‌گیرند. شما را بعنوان اپوزیسیون خارج قابل اعتماد ایران بحساب نمی‌آورند اینطور نیست؟
محمد محدثین: نه, قبل از هر چیز اجازه بدهید که موضع شما را تصحیح کنم. ما اپوزیسیون خارجی نیستیم. بخش اصلی جنبش ما در داخل ایران است. ثانیاً مشکل به کشورهای غربی برمی گردد نه سیاستمداران غربی. کشورهای غربی به دلیل تجارت و پول و منافع سیاسی‌شان از رژیم ایران بهره می‌گیرند
جهت اطلاع شما بعد از گذشت یک سال از توافق اتمی, هیچ بانک جهانی بزرگ و شرکت بزرگی وجود ندارد که آماده کار با رژیم ایران باشد
مجری: ولی بر اساس اخبار تعدادی شرکت به ایران رفتند, تعدادی بانک به ایران رفتند و علاوه بر این معاملات نفتی وجود دارد و نفت صادر می‌شود شما چه می گویید؟
محمد محدثین: شما می‌توانید مقاله‌های تحقیقی در روزنامه لوموند فرانسه نیوزویک و اکونومیست لندن را بخوانید. این‌ها اطلاعات هستند, برای مثال روحانی به پاریس آمد و یاداشت تفاهم‌های زیادی را امضا کرد, توافقنامه امضا نکرد ولی می‌بایست توافقنامه امضا می‌شد و در حال حاضر کسی با رژیم توافقنامه امضا نمی‌کند .

نماینده مجاهدین خلق بی اعتباری و بی اعتمادی فرقه اش را نزد غربی ها انکار نمیکند او با شعار دادن وانمود میکند که فرقه اش در ایران مستقر است در حالی که تنها تبلیغات محدود و کوچکش در ایران را با صدها حقه و نیرنگ و پول دادن انجام میدهد که هیچ ارزشی برایش ندارد او دشمنی غرب با جمهوری اسلامی را میخواهد به حساب اعتبارخودش بگذارد وهیچ پاسخ روشنی به بی اعتباری گروهش نمیدهد، او میگوید که غرب با جمهوری اسلامی دوستی ندارد و فراموش کرده که بسیاری از معضلات فرقه اش را پیش از این نتیجه به اصطلاح مماشات غرب با رژیم ایران دانسته چیزی که مجری اشاره کوتاهی به آن دارد و میپرسد:
مجری: با تمامی این حرف‌ها که می‌زنید می‌خواهید بگویید رابطه دوستی میان کشورهای غربی و رژیم ایران وجود ندارد. در پران‌تر بی توجهی این کشورها به درد و رنج‌های پناهندگانتان در اردوگاه لیبرتی را چگونه تفسیر می‌کنید که چندین بار هدف قرار گرفته و شما آن‌ها را طرفداران رژیم ایران می دانید
محمد محدثین: من نمی‌گویم که هیچ رابطه مادی با رژیم ایران وجود ندارد, بله امریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی با رژیم ایران رابطه عالی دارند ولی این رژیم توان آنرا ندارد که از این روابط استفاده کند. حکومت‌های غربی خواهان استفاده مادی از ایران هستند یا اینکه خواسته‌های دیگری دارند. مشکل مجاهدین خلق و اردوگاه لیبرتی به این دلیل است که حکومت‌های غربی از نزدیکی کشورهایشان به اپوزیسیون و مجاهدین خلق می‌ترسند که باعث خشم رژیم ایران شود چرا که مجاهدین خلق ایران برای رژیم ایران خط سرخ است چونکه می‌دانند دشمن اصلی و تهدید اصلی آن‌ها بحساب می‌آیند
فرقه مجاهدین همیشه سعی میکند حقارت و مزدوری اش را با بزرگنمایی جبران کرده و خودش را منشأ همه تحولات منطقه و جهان نشان دهد که بجز استفاده داخلی این امر حالت یک بیماری روانی بخود گرفته است اوکه تا اوایل مصاحبه  جمهوری اسلامی را منزوی و تضعیف شده و …..میخواند حالا میگوید غربی ها از ترس جمهوری اسلامی با مجاهدین رابطه برقرار نکرده و آنها را علیرغم همه مزدوریهایشان بی اعتبار میدانند . مجری که دیگر بیش از این نمیخواهد نماینده فرقه را به چالش بیندازد برمیگردد به سرنگونی و میپرسد:

ادامه دارد

mohadesin

لینک فیلم

http://www.aparat.com/v/spgKJ

 

<iframe width=”640″ height=”360″ src=”http://www.namasha.com/embed/pPX2iFrc” frameborder=”0″ scrolling=”no” allowfullscreen=”true” mozallowfullscreen=”true” webkitallowfullscreen=”true”></iframe>

 

سناریوهای محتمل از خبرمرگ مسعود رجوی

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی


مزدوری مجاهدین خلق حرف تازه ای نیست اما هر بار بیش از قبل چندش آور و خائنانه خود را نشان میدهد از شوروی در زمان دستگیری سعادتی تا آمریکا و از صدام تا سلمان اما موضوع بحث بر انگیز اعلام خبرمرگ مسعود رجوی از سوی وزیرسابق امنیت عربستان و حامی بزرگ این گروه است .

این کار میتواند به دلایل زیر باشد.

  • یک گاف سیاسی بزرگ که به دلیل عدم هماهنگی لازم بین ارباب و نوکر انجام گرفته و باعث ریزش نیرو و از هم پاشیدن  چنبره و سیطره ایدئولوژیک رهبری سازمان روی گروه اندک معتقدان خواهد شد.
  • استارت اعلام رسمی خبر مرگ مسعود از سوی فرقه ، از انجا که اعلام این خبر ممکن است برای سازمان مهلک باشد مریم رجوی تصمیم گرفته بالاخرهه بعد از سالیان سال این خبر را در زمان مناسب اعلام کند یعنی زمانی که بطور رسمی سازمان تحت حمایت یک کشور تروریست پرور قرار گرفته و برای سازمان این مزدوری یک قدرت نمایی محسوب میشود ، یک قدرت نمایی که میتواند دهان ناراضیان را ببندد چرا که اسم عربستان و داعش به اندازه کافی رعب آور هست . طی این فرآیند مریم رجوی سعی دارد تمام قدرت فرقه ای را کسب کند علیرغم اینکه مسعود رجوی واضح بیان کرده بود که مریم در صدر یک شورا تصمیم گیری خواهد کرد.
  • یک بازی سیاسی برای مشغول کردن اذهان به خبر مرگ مسعود و پوشاندن خبر استخدام این فرقه توسط حامیان داعش و در یک جبهه قرار گرفتن آنها بطور رسمی و علنی و فرار از پاسخ گویی به جزییات این برنامه عمل با این خبر
  • ایضإ  یک بازی سیاسی برای انتشار خبر مرگ ( در صورت زنده بودن مسعود و بهبود جراحاتش ) و بالاخره بهانه ای برای ازخفا بیرون آمدن مسعود رجوی و اعلام حضور و نمایش او در انظار عمومی که این بازی سیاسی میتواند مورد قبل یعنی پوشاندن خبر مزدوری عربستان را نیز محقق کرده و مسعود رجوی نیز مدتها تحت شعارهای من زنده ام و کجاست مدعی میتواند از پاسخگویی به عملکردهایش طفره برود .                                                                                                                                 اما هرچه باشد و هرکدام از سناریوها که به واقعیت بپیوندد مسعود رجوی به لحاظ  سیاسی و عقیدتی سالهاست که مرحوم شده و هیچکدام کمکی به فرقه تحت حمایت عربستان نخواهد کرد.
  • Screenshot_2016-07-13-00-43-15_1468390237104

سیدالرئیس جدید وستون پنجمش

بهزاد علیشاهی

——————-

اینکه شاهزاده سعودی وسخنگوی غیررسمی آل سعود و رئیس سازمان امنیت عربستان و ژنرال حبوش وعزت ابراهیم الدوری  را بازی میکند امری یکشبه نیست سالها مزدوری وخیانت پشت این قضیه نهفته است . از سال هزار و سیصد و شصد و شش و کشتار حجاج با توطئه مجاهدین خلق در حالی مسعود رجوی به حج رفته و قطعه ای از پارچه کعبه را هدیه گرفته بود ، تاجنگ دو ارباب و حمله صدام به خفجی درعربستان که مجاهدین بین دو اربابشان با ترس و تردید سعی کردند بیطرفی پیشه کرده و با قطع رسانه های خود از جمله نشریه و رادیو مجبور به موضعگیری نشوند واز سقوط صدام و اینکه مجاهدین دیگر هیچگاه نام خلیج فارس را به زبان نراندند وگاه از اسم جعلی آن استفاده کردند تا کف و دف زدنهایشان برای شیخ عربستان و تروریستهای تحت حمایتشان ، شیوخ جنگ طلب و تروریست پرور هم داعش و مجاهدین  ابوبکر البغدادی و مرحوم رجوی برایشان تفاوت چندانی ندارد وحمایت خود را در عمل از همه تروریستها نشان داده و میدهند .

البته خانم رجوی هم در به دست آوردن دل مردان علیرغم ادعاهای فمنیستی اش ید طولایی دارد از به دست آوردن دل مرحوم مسعود رجوی تا رقص رهایی و تشکیل حرمسرا برای او و اینک شیخ عرب و معاون احتمالی ترامپ همه را از موفقیت های او میتوان شمرد َ که حتما ترکی فیصل وصفش و نصف العیش را شنیده و برده .

درست مثل مناسبت پرواز مسعود رجوی از پاریس به عراق که مجاهدین نام پرواز تاریخساز بر آن نهادند و طی آن فرآیند ارتش خصوصی صدام تشکیل شد و مجاهدین به خدمت تمام وقت صدام در آمدند . اینک نه با پرواز که خانم رجوی بصورت سینه خیز و با بزک و آرایش کامل به خدمت شیوخ و شاهزادگان سعودی ٔدرآمد ، همانها که منفوریتشان نزد مردم ایران  صدبرابر بیش از صدام است و عاقبتشان هم صد برابر وخیم تر از او . َ

البته پول وسلاح این دشمنان مردم ایران وخدمت متقابل مجاهدین صاحب مرده میتواند رابطه تنگاتنگی را بین آنها شکل دهد ولی با چه انگیزه و برای کدام هدف ؟

شاید بهترین قسمت این رابطه پایان ننگین مجاهدین همراه با داعش باشد ِ، چرا که دورانی شروع شده است که اندیشه های صلح طلبانه و گفتمان سم مهلکی برای اندیشه های خشونت طلبانه و تروریزم کور است .

باهمه این استدلالها دلم میخواهد حضور این شاهزاده خاندان سلطنتی سعودی ، این شیخ شهوتران عرب که چندی قبل دست دادنش با وزیر جنگ اسراییل اعتراض بر انگیز بود ، این مقام  امنیتی سعودی که در فساد غوطه ور است را در گردهمایی مجاهدین به مردم وطنم تبریک بگویم .

57228_Details